زیر سقف اتاق عمل...... شنبه 30 شهريور 1398برچسب:, :: 10:24 :: نويسنده : امپراطور
رفقای گل خودم این یه بحث جدیده......... اینجا دو نفر که خیلی رفیقن رو میزاریم و بچه ها میان و بین این دوتا رو شکراب میکنن اینجا........ ببینم کی میتونه دو نفر رو به خون همدیگه تشنه کنن....... رفقای جنگ این هفته.........
خانوم حقیقت و خوشنیت.......
بچه ها حملههههههههههههه.......... نظرات شما عزیزان: empire:....
![]() ساعت18:51---6 مهر 1392
ﺥ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﺥ ﺧﻮﺷﻨﻴﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﻘﺸﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻗﺘـــــــــــﻞ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻓﺎﺟﻌــــــﻪ ﺑﺎﺭﻱ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪﻥ
ﻧﻘﺸﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﻱ ﮔﻮﺷﻲ ﺷﻤﺎ ﺑﻤﺐ ﺑﺰﺍﺭﻥ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻥ ﮔﻮﺷﻴﺘﻮﻥ ﺑُـــﭙُﻜﻴﻦُ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺩﻳـﮕﻪ ﻗﻔﻞ ﺻﻔﺤﻪ ﮔﻮﺷﻴﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻧﻜﻨﻴﻦ ![]() سيما
![]() ساعت18:13---6 مهر 1392
گوشي چه قابلي داره آدم يه دوست خوب.. تاكيد ميكنم خووووووب!! داشته باشه كافيه.. كه شكر خدا من دارم دلتون بسوووووزه..
و اما عنكبوت!! الهي اون عنكبوت خير از زندگيش نبينه كه اومد رو سر من.. زهرا هركاري ميكرد من بدتر ميترسيدم دمت گرم رفيق كه گذاشتيش به عهده ديگرون.. Z.H
![]() ساعت16:17---6 مهر 1392
باید خدمتتون عرض کنم که آررررره چرا که نه تازه لازم باشه گوشی دوستشو خردو خاکشیر هم میکنه
![]() درمورد عنکبوتم باید بگم من اولش ندیدم بعدم که دیدم بااون عکس العملی که سیما انجام داد هیچ کاری از دستم بر نمیومد empire:....
![]() ساعت22:48---5 مهر 1392
ﻣﻨﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﻣﮕﻪ ﺍﺩﻡ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻳﻪ ﻧﻔﺮ ﻋﻨﻜﺒﻮﺕ ﺭﻭ ﺳﺮﺵ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺯ ﻋﻨﻜﺒﻮﺕ ﺑﺘﺮﺳﻪ؟
ﺩﺍﺭﻳﻢ؟ ﺩﺍﺭﻳﻢ؟ ﺍﻳﻨﺠﻮﺭ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺩﺍﺭﻳﻢ؟
درباره وبلاگ زیر سقف اتاق عمل آخرین مطالب پيوندها
|
|||||
![]() |